تبليغاتX
هنرهای چوبی
 
eagle   سلام به همه دوستداران هنرهای چوبی
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 |
 
رنگ شناسي
در اين بخش شما با خصوصيات رنگهاي مورد استفاده در صنايع چوب آشنا ميشويد.

رنگهاي شفاف

رنگهاي غير شفاف

تاثيرات رواني رنگها

بتونه
 

 

رنگهاي شفاف

اين نوع از رنگها علاوه بر پوشاندن سطح و حفاظت آن لايه شفافي را بر روي چوب به وجود مي آورد بدون آن كه در نقش و موج چوب تغييري ايجاد كند و به دسته هاي زير تقسيم مي شود
رنگ لاك و الكل: لاك ازحشره اي به نام كوكوس لاكا به دست مي آيد اين حشره بعد از مكيدن شيره درختان محلي(انجير) مايع قهوه اي رنگي از خود ترشح مي كند اين مايع پس از تصويه شدن در بازار به عنوان لاك به فروش مي رسد. بهترين نوع لاك به رنگ زرد روشن تا زرد مايل به نارنجي است كه در اين صورت آن را شلاك مي نامند. در عمل لاك و الكل كاري لاك را در الكل حل مي كنندو هر چه درجه خلوص آن بالاتر باشد لاك بهتر در الكل حل خواهد شد.رنگ لاك و الكل را در سه مرحله به كار مي زنند :

1_ رنگ دسته اول (بوم كردن)براي پر كردن خلل و فرج چوب
2_ رنگ دسته دوم (پوشش) براي ايجاد كردن قشر رنگ روي سطح كار
3_ رنگ دسته سوم(پرداخت) براي صاف كردن روي رنگ ايجاد شده

براي زدن لاك و الكل بر روي چوب معمولاً از كهنه رنگ كاري استفاده مي شود.كهنه رنگ كاري عبارت است از تكه پارچه اي لاي آن پنه و يا پشم گذاشته باشند. لاك و الكل در مقابل اسيد، رطوبت، و حرارت مقاوم نيست چنانچه آب بر روي آن ريخته شود لكه سفيدي بر روي آن باقي مي ماند
براي زدن لاك و الكل بر روي چوب معمولاً از كهنه رنگ كاري استفاده مي شود.كهنه رنگ كاري عبارت است از تكه پارچه اي لاي آن پنه و يا پشم گذاشته باشند. لاك و الكل در مقابل اسيد، رطوبت، و حرارت مقاوم نيست چنانچه آب بر روي آن ريخته شود لكه سفيدي بر روي آن باقي مي ماند.
1_ سيلر
مايعي است كرم رنگ و شفاف و براي غير قابل نفوذ كردن خلل و فرج چوب قبل از رنگ نهايي (كيلر) به كار مي رود پس از استعمال سيلر و خشك شدن آن قابليت جذب رنگ كم مي شود و باعث سختي رنگ نهايي مي شود. سيلر را به وسيله تينر فوري رقيق نموده و به وسيله پستوله و قلمو بر روي چوب پاچيده مي شود.
 2_ كيلر
رنگي است شفاف كه به عنوان رنگ نهايي، و همراه سيلر مورد مصرف قرار مي گيرد حلال اين رنگ تينر فوري است. كيلر با استفاده از پيستوله و قلمو بر روي سطح چوب پاچيده مي شود. كيلر به دو صورت كيلر مات وكيلر براق وجود دارد .
3_ رنگهاي پلي استر
 پلي استر رنگي است شفاف و بي رنگ.اين رنگ در تينرهاي فوري بسيار قوي حل مي شود. رنگ هاي پلي استر در مقابل رطوبت، حرارت، الكلها، اسيدها، روغن و چربي، مركب و جوهر تا حدودي مقاوم هستند.
پلي استر خود به دو دسته نيم پلي استر و پلي استر تقسيم مي شود
نيم پلي استر: جزو رنگهاي نيمه هوا خشك هستند و از سه جزء ماده اصلي رنگ (رزين، روغنهاي كوتاه، اوره فرمالدئيد ) حلال(اتيلن) و سخت كننده(پاراتولوئن) تشكيل يافته است. اين رنگها پس از مصرف احتياج به پوليش ندارند و به دو صورت مات و براق در بازار عرضه مي شوند
پلي استر: اين رنگها از يك جزء ماده اصلي رنگ و يك جزء هاردنر (سخت كننده) تشكيل شده اند و ماده رقيق كننده اي ندارد و به علت اينكه در اثر رقيق نشدن تبخير نمي شود لذا ضخامت لاك به همان ضخامت اصلي روي كار باقي مي ماند اين دسته از لاكها فوق العاده شفاف هستند.در مورد چوبهايي كه شيرابه دارند نمي توان پلي استر را به خوبي به كار برد زيرا اين چوبها به سادگي خشك نمي شوند و به خوبي لاك را نمي پذيرند.
4_ روغن جلا
رنگي است قهوه اي روشن تا متمايل به قرمز كه به عنوان رنگ نهايي مورد مصرف قرار مي گيرد. اين رنگ به تنهايي يا همراه با سيلر و كيلر يا لاك و الكل به عنوان براق كننده مورد استفاده قرار مي گيرد. روغن جلا در مقابل آب و حرارت زياد و رطوبت مقاوم نيست.


رنگهاي غير شفاف

عبارت است از مايع رنگيني كه روي سطح چوب را مي پوشاندكه اين مايع رنگين پس از خشك شدن به شكل يك قشر سخت و غير شفاف روي چوب باقي مي ماند و به كلي نقش چوب را مي پوشاند و تشخيص چوب را غير ممكن مي كند .رنگهاي غير شفاف خود به دسته هاي زير تقسيم مي شوند :
رنگ روغني: رنگ روغني تركيبي است از پودر رنگ، حلال، روغن جلا، اسكاتيف، مواد انعطاف دهنده و غيره است كه به نوع پودر رنگ داراي رنگهاي متفاوتي است.رنگ روغني به دو دسته مات و براق تقسيم ميشود.براي زدن رنگ روغني لازم است سطح چوب را به روغن اليف آغشته و سپس با بتونه روغني پر نموده و آن را رنگ نمود.حلال اين نوع از رنگها تينر روغني مي باشد.از اين رنگ براي مصارفي كه در معرض رطوبت قرار مي گيرند مانند: در و پنجره هاي ساختمان ، كابينت آشپز خانه و كلاً اشياي قابل شستشو استفاده مي شود
1_انامل
نوعي جلاي غير شفاف است كه بافت چوبي را مخفي مي كند و در عوض رنگ مطلوبي به آن مي دهد. انامل خيلي سخت و داراي قابليت ارتجاعي خوبي مي باشد. اين جلا در مقابل تغييرات آب و هوايي مقاوم است.انامل را مي توان به وسيله تينر رقيق كرد.
2_ رنگ پلاستيك
ماده اصلي اين رنگها مواد شيميايي پلاستيكي است كه در آب قابل حل است. اين رنگها در مقابل رطوبت و حرارت دواوم ندارند. از اين رنگها روي سطوح گچي و سيماني و.... استفاده ميشود.
 

تاثيرات رواني رنگها


الف_ مربوط است به دريافت احساس رنگ(فامداري) كه از طيف مرئي ناشي نشده باشد اين را احساس ذهني مينامند. هركاه فشار ملايم بر روي پلكهاي بسته وارد آيد، و يا انسان در يك اتاق تاريك از طريق پيشاني تحت تاثير شوك الكتريكي قرار گيرد_ در هر دو مورد _ احساس رنگ، فامدار به وجود ميايد احساس مزبور ناشي از اثر مريي خارج از چشم نيست، بلكه احساس ذهني است. علت اين پديده، تحريك اعصاب شبكيه به وسيله فشار يا الكتريسيته است. اصولاً ديدن رنگ ذهني مبتني است بر دو پديده كه با هم قرابت دارند: يكي پس تصوير(after_ tmage) بنا بر اين ديگري تباين((contrast بنا بر اين تصوير عبارت است از احساس رنگ پس از رفع تاثير يك محرك، به عبارت ديگر، احساس بصري است كه بلافاصله پس از قطع تحريك عامل خارجي حاصل ميشود. پس تصوير دو گونه است: مثبت و منفي
نوع مثبت پس تصوير آن است كه رنگ احساس شده، همان رنگ محرك است. يعني پس تصوير قرمز همان فام قرمزي است كه چشم را تحريك كرده است. اين پس تصوير پس از مدتي خيره شدن به يك محرك شديد(مثلاً نور يك پروژكتور) و پس از بستن چشمها اتفاق مي افتد. پس تصوير منفي آن است كه احساس شده، مكمل رنگ محرك است؛مثلاً پس تصويرقرمز؛سبز است.
پس تصوير منفي هنگامي رخ ميدهد كه بعد از خيره شدن به يك محرك شديد، چشمها به يك سطح سفيد خالي و يا خاكستري معطوف شودند، علت پس تصوير مثبت را تداوم روند شيميايي در شبكه پس از رفع اثر محرك، ذكر ميكنند، در باره علت پس تصوير منفي، غالباً روند خستگي شبكيه را مطرح، مي سازد

ب_ اثرات ذهني رنگهاي عيني. زمينه ديگر ملاحظه روانشناختي، به احساسهاي معيني وربوط ميشود كه رنگهاي عيني در بيننده ايجاد ميكنند؛ به عبارت ديگر در اينجا رابطه رنگهاي عيني با اثرات ذهني شان مورد بحث است. مثلاً آشكاراست كه برخي فامها، پيش آينده هستند و موجب ميشوند كه اشيا نزديكتر به نظر آيند ؛ بر عكس، برخي فامها پس رونده هستند و موجب ميشوند تا اشيا دورتر به نظر آيند. همچنين فامهاي داراي طول موج بلندتر( مثل قرمز و نارنجي) گرمتر از فامهاي طول موج كوتاهتر(مثل آبي و سبز) احساس ميشوند. احساس گرمي و سردي، پيش آيندگي وپس روندگي در واقع اثرات ذهني رنگهاي عيني هستند كه از جنبه روانشناسي رنگ_ نه از جنبه فيزيولوژيك رنگ_ مورد بحث قرار ميگيرد.
 1_ رنگ زرد
زرد رنگي است به توان پرتو افكني زياد،كه بيشتر پرتوهاي در يافتي را باز تاب ميكند. زرد رنگي است كه ژرفا و عمق ندارد. برد آن نسبت به ديگر زياد تر است. رنگ ترش است. رنگ زرد وقتي يكدست باشد، شادي آفرين و هنگامي كه با تغييرات زمينه هاي رنگي همراه ميشود ايجاد هيجان و ناراحتي و تا حدي اصظراب ميكند.زرد رنگي بي خوابي، بيداري، هيجان، اظطراب و تلاطم فكري است . رنگ زرد رنگ جواني، نشان روشني و نور و نشان دانش و معرفت است.
2_رنگ آبي
 رنگي است آرام و درونگرا. بيننده را به سوي خود ميكشد و درون آرامش خود، نرم مي سازد و به خواب ميبرد .آبي تيره گون، سكون مطلق و استراحت شبانه است.آبي رنگي است الاهي و آسماني. رنگي است مطيع، سر به راه و سازشكار، آبي رنگ زمستان و سرماي آن است. طعم آبي، بي طعمي و كمي متمايل به شيريني است.آبي با روان آدمي پيوند ميخورد و تا اعماق و انتهاي روح نفوذ ميكند.آبي معني ايمان است. سمبل جاويد است.
 3_ رنگ قرمز
رنگي گرم و داراي نيروهاي برون گرا است. رنگ توان و فعاليت بسيار زياد و رنگ مقوي قلب است.طعم آن شيرين است. قرمز رنگ حق و حقيقت، پيكار و بالاخره شهادت است. رنگ جواني به ثمر رسيده 30_25 سالگي است. رنگي است كه فرو رفتن و ماندن در آن ميسوزاند و كناره گيري از آن گرما ميدهد. رنگ عشق و تشكيل خانواده است. قرمز، سمبل حيات و زندگي ، عامل موثري در سازندگي و تشديد رويش گياهان و بيان كننده هيجان و شورش است، نشاني تثبيت شده از مبارزه، انقلاب و شورش و ...
4_ رنگ سبز
 سبز معتدل و اعتدالش سرد است. در سبز توان آرامش وجود دارد و با ويژگيهاي تاريك_روشن. تعغل، تفكر و آرامش خردمندانه است. رنگ صلح و صفا است. طعم رنگ سبز، نه شيرين است نه شور، نه ترش است نه بي مزه، نه تند است نه تلخ، طعم رنگ گوارا است و كمي مزه گس دارد و بالاخره رنگ سبز دنياي سبزيجات است كه معمول عمل فتوسنتز گياهان است.
5_ رنگ نارنجي
نارنجي رنگ جواني است. رنگ شادابي است. رنگ جشن و سرور است . آميخته با كمي سفيد رنگ بلوغ زنانه و آميخته با اندكي سياه، بلوغ مردانه است .
6_ رنگ بنفش
رنگ بنفش نمايشگر بي خبري، بي اخياري، ظلم و دشواري است و رنگي مرموز و برانگيزاننده احساسات. اگر در سطح وسيع به كار بريم حالت ترس را نشان ميدهد به خصئص اگر بنفش متمايل به ارغواني باشد. طعم بنفش گس است.بنفش سمبل هرج و مرج، مرگ، ستايش و عظمت است. بنفش آبي رنگ، القا كننده تنهايي است. بنفش قرمز، نشان عشقي يزذاني و سلطه روحاني است.


بتونه و انواع آن

بتونه به موادي گفته ميشود كه براي پر كردن خلل و فرجها، ترك خوردگيها، زدگيها، پوشاندن سر پيچها و ميخها و به دست آوردن سطحي صاف و يكنواخت به كار ميرود.

به طور كلي در انتخاب بتونه يايد موارد زير رعايت شود:
 
1_ محلي كه قرار است با بتونه پر شود
2_ نوع چوبي كه با بتونه پر شود
3_ نوع رنگي قرار است با بتونه پر شود
4_ نوع آستر همرنگي كه قرار است تغيير رنگ در زمينه چوب به وجود آورد

بتونه هاي مورد مصرف در صنايع چوب :

1_ بتونه چوب
2_ بتونه همرنگي

بتونه چوب: اين بتونه ماده اي است ژله مانند و شفاف كه از تركيب سلولز و مواد رقيق كننده به دست ميايد . از اين بتونه براي پر كردن زدگيهاي كوچك و خلل و فرج چوبهايي درشت بافت استفاده ميشود. حلال آن تينر فوري و رقيق شده آن ميتواند كار سيلر را انجام دهد. شفافيت اين بتونه باعث ميشود كه در زير رنگهاي شفاف تا عمق روزنه ها آشكار شود و زيبايي چوب را افزايش دهد. سطح مورد نظر را با تينر يا محلول رقيق شده نيترو سلولز ميپوشانند. بعد از خشك شدن آن سطح بتونه شده بايد سنباده شود تا فقط بتونه داخل روزنهاي چوب باقي بماند. بعد از پرداخت كار ميتوان سطح كار را آستري زد و يا رنگ كرد.

بتونه همرنگي

اين بتونه از مخلوط گلهاي معدني( رنكهاي معدني) آرد سريش يا سريشم و آب به دست ميايد . از اين بتونه براي پر كردن حفره ها و كنده كاريها ي چوبهايي كه بر روي آنها رنگهاي شفاف و يا آستري هم رنگي ميخورد و به منظور همرنگ كردن آنها با قسمتهاي ديگر چوب استفاده ميشود

رنگينه هاي معدني كه در تهييه اين بتونه به كار ميرود

_ گل مل : كه به رنگ سفيد متمايل به زرد است و بيشترين سهم در تهييه بتونه را دارد .
_ گل اخرا : يا اكسيد آهن كه به رنگ مايل به قهوه اي است .
_ گل امرا : كه به رنگ قهوه اي تيره است .
_ گل ماشي : به رنگ متمايل به نارنجي است .
_ لاجورد : كه به رنگ آبي تيره ( لاجوردي ) است .
_ گل زرد كرم: به رنگ زرد سير است .
_ گل سينكا : كه پودر خيلي نرم و به رنگ سفيد است .

در تهيه بتونه هاي همرنگي ازدوده نيز استفاده ميشود . از دوده به عنوان رنگ سياه استفاده ميشود .بهترين نوع دوده يدون چربي است ( دوده سوئدي) . بايد توجه داشت كه در ساخت بتونه غلظت آن بسيار مهم است . هر چه رقت بتونه زياد باشد چسبندگي آن نيز بيشتر خواهد شد ولي در عوض نشست آن بيشتر خواهد شد . و بعد از پرداخت در محل بتونه شده گودي به وجود ميايد براي اينكه بتونه نشست بشتري داشته باشد ميتوان بتونه را در دو مرحله بر روي كار زد .ابتدا بتونه را رقيق كرده بر روي كار ميزنيم و پس از خشك شدن و در مرحله بعد ميتوان از بتونه غليظ استفاده كرد .

بتونه روغني : اين بتونه را ميتوان به دو صورت رنگي و سفيد تهيه كرد كه نوع سفيد آن همان بتونه شيشه است كه براي محكم كردن شيشه از آن استفاده ميشود .
بتونه هاي ذكر شده كليه بتونه هاي مورد مصرف در چوب نمي باشد بلكه بتونه هايي ميباشد كه بسشترين كاربرد را دارند

نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 |
 

جدول كيفيت سختي در چوبهاي سوزني و پهن برگ

نوع درخت درجه سختي كيفيت سختي نام گونه

پهن برگان

1/5-2/.
3-5/.
6-3
9-6

20-9

خيلي نرم
نرم
نيمه سخت
سخت
خيلي سخت
بالزار/ بيد/ برخي از انواع صنوبرها
نمدار/ توسكا/ غان/ لرگ/ سپيدار/ انجيل
بلوط/ راش/ ون/ ملچ/ گردو/ اقاقيا
شمشاد/ ممرز/ انجيل/ ون
آرزوبه/ آبنوس/ بلوط سبز/ كهور/ افرا/ مار

سوزني برگان

2-1

4-2

9-4

نرم
نيمه نرم
سخت
نراد/ پيسه ها/ كاج آمريكايي/ سرو
كاج جنگلي/ كاج دريايي/ لاريكس
سرخدار/ ارس/ زربين
 

توسكا :  Alnus

دو گونه توسکاي قشلاقي و ييلاقي به نام هاي علمي Subcordate Alnus و Glutionose Alnuse در ايران وجود دارد. نام هاي محلي توسکا، تسکا و توسه است.
 چوب درون نامشخص، رنگ کرم مايل به قرمز، دواير ساليانه پهن با حدود نسبتا مشخص و موجدار در مقطع عرضي و پره چوبي آجري شکل قرمز رنگ در مقطع شعاعي و دوک هاي ظريف (پره ها) در مقطع مماسي از خصوصيات ظاهري چوب است. چوبي نيمه سنگين تا سبک است که به دليل پرداخت و رنگ پذيري شکاف خوري و ابزار خوري خوب در صنعت مبلمان مصرف دارد ولي کم دوام بوده که البته در آب دوام قابل توجهي دارد. بيشترين ميزان فروش را در بازار چوب فروشان پس از راش را داراست که البته در حال حاضر مهمترين مورد مصرف آن طبق آمار موجود در کارخانجات تخته لايه سازي آن در برابر آب در ساختن بناهاي آبي نيز مصرف ميشود. قيمت چوب توسکا به صورت الواري در سال بوده است. 

 

راش :   Brich 

نام علمي اين چوب Fagus orientalis نام فارسي و بومي راش و مرس و نام انگليسي آن Beech است. از خواص ظاهري چوب راش درون نامشخص و به رنگ کرم مايل به قرمز است.
دواير ساليانه فشرده و در نتيجه در مقاطع طولي داراي خطوط کم و بيش مشخص ناشي از آن است. از بارزترين خصوصيات شايد بتوان به پره هاي چوبي در مقاطع طولي اشاره کرده که در مقطع شعاعي به پرمگس و در مقطع مماسي به دوک معروفند و اين پره ها به صورت لکه هاي قرمز ديده ميشود. چه بسا گاهي اين پرمگس هاي زيبا عيب محصوب ميشوند چرا که به عقيده نجاران اين بخشهاي چوب پس از رنگ کاري سياه ميشوند. گونه راش چوبي نيمه سنگين و داراي بافتي همگن و تقريبا مقاوم در برابر حشرات و قارچهاست. گرده بينه هاي درجه 1 و 2 راش در ايران بيشتر به مصرف کارخانجات روکش و تخته لايه مي رسد و گرده بينه هاي درجه 3 پس از تبديل به الوار به بازار تهران (پل چوبي) روانه مي شوند. بنا به اطلاعات بازار ميزان تفاوت قيمت آن در 6 ماهه نخست در بازار تهران بوده است. به دليل بافت همگن و درجه سختي مناسب اين چوب بيشترين تقاضا را براي خريد به منظور تهيه مبل در بازار دارد. همچنين به دليل قابليت آغشتگي با انواع محلولهاي حفاظتي بيشترين گونه مصرفي در کارخانه هاي اشباع است. البته اخيرا گونه هاي خارجي راش از طريق آذربايجان وارد ايران شده است که بنا به ادعاي مبل سازان و فرشندگان چوب کيفيت چوب راش ايراني را ندارد ولي به دليل ابعاد و رطوبت مناسب تخته ها ميزان ضايعات کمتري، در امر فرآيند توليد دارد.
 

ملچ

چوبي به رنگ قهواي مايل به قرمز است و گاهي اوقات رگه هاي سبز رنگي در آن ديده ميشود. چوبي درشت بافت، نيمه سخت و نيمه سنگين، نسبتا بادوام و در برابر ضربه بادوام و نسبت خمش مقاوم است. از اين چوب بيشتر در ساختمانهاي چوبي، ساخت مبلمان، روكش، قايق سازي، وسايل ورزشي، در و پنجيره و تخته لائي استفاده مي شود .  

 

افرا  :  Maple

اين خانواده داراي گونه هاي مختلفي در ايران است از جمله ميتوان افرا پلت، افرا شيردار و کيکم را نام برد. بزرگترين و فراوان ترين افراي ايران اپلت با نام علمي insigne Bosso و نام انگليسي Maple است.
اين گونه چوب درون نامشخص، چوب سفيد مايل به کرم با درخشندگي کم و بيش صدفي دارد. دواير ساليانه به دليل فشردگي چوب تابستانه در مقطع عرضي کاملا مشخص و در مقطع مماسي نقوش مواج و در مقطع عرضي نقوش رگه اي مانند ايجاد کرده است که پره هاي چوبي ظريف و قهوه اي رنگ و براق در دو مقطع مختلف طولي به صورت لکه ها و دوک ها نمايان است. چوبي نيمه سنگين با پرداخت آسان و هم کشيدگي کم باعث شده تا در صنعت مبلمان و روکش گيري جايگاه ويژه اي داشته باشد. 

 

گردو

چوبي ريز بافت، به رنگ خاكستري مايل به قهواي تيره و داراي نقوش زيبا و نسبتاً با دوام است. اين چوب نيمه سنگين و نيمه سخت و در مقابل فشار، خمش و كشش مقاوم است. از اين چوب بيشتر در كارهاي هنري و تزييني، تهيه روكش، خراطي ساخت مبلمان، ساخت الات موسيقي، قنداق تفنگ، مجسمه سازي، منبت كاري و معرق كاري استفاده مي شود.
 

 

چنار

چوبي به رنگ سفيد روشن تا قرمز مايل به قهوه اي است كه لكه هاي قهوه اي صدفي دارد . چوبي است نيمه سخت وسنگين و با دوام كه از آن براي ساخت دربهاي اماكن متبركه، دسته ابزار، صندلي، غربال، صندوق استفاده مي شود.
 

بلوط

چوبي به رنگ قهوه اي روشن تا تيره، درشت بافت و با دوام است. اين چوب نسبتاً نيمه سخت و نيمه سنگين تا سنگين است و در برابر سايش مقاومت زيادي دارد و بهترين چوب براي پاركت، ساخت مبلمان تهيه روكش، تراورس را آهن، مدل سازي است.
 

تبريزي

 اين چوب به رنگ سفيد تا كرم روشن است و اغلب لكه هاي سياه رنگ و يا قهوه اي دارد. چوبي است نسبتاً نرم، سبك كه دوام زيادي ندارد و كار با آن آسان است. براي ساخت كاغذ سازي، كبريت سازي، جعبه سازي، ادوات كشاورزي از آن استفاده مي شود.
 

ممرز

چوبي ريز بافت به رنگ سفيد تا سفيد مايل به كرم و سخت و نيمه سنگين است . اين چوب در مقابل ضربه و سايش مقاومت دارد و در كاغذ سازي، تخته خرده چوب سازي، تخته فيبر، واگن سازي، دسته ابزار، چوبهاي تونلي از آن استفاده مي شود.
 

كاح ايراني (روس)

واژه چوب روسي در بازار چوب ايران به هر نوع چوب سفيد رنگ وارداتي از روسيه تلقي ميشود و کاربرد آن هم چندان تفاوتي نمي کند در حاليکه اين چوب سفيد خود شامل گونه هاي کاملا متفاوت چون نراد، نوئل و انواع کاجها مي شوند.
همچنانکه گفته شد يکي از گونه هاي چوبي که به چوب روسي معروف است Abies يا نراد است که نام رايج آن در دنيا Fir و Sapen است.
اين چوب فاقد درون چوب مشخص و به رنگ سفيد مايل به قرمز، فاقد مجاري صمغي، راست تار، سبک، واکشيدگي و همکشيدگي کم، قابليت ترک خوردن کم هنگام خشک شدن، بسيار خوش کار، سنباده خوري خوب، ميخ خوري و پيچ خوري عالي هستند ولي با وجود تمام مزايا به راحتي در مقابل قارچها دچار مرض لکه آبي يا لکه قرمز ميشوند از استحکام آن مي کاهد. حشرات نيز علاقه زيادي به لانه گزيني و تخم گذاري در آن دارند و بايد توجه داشت که چوبها داراي رگه قرمز به هنگام خشک شدن کاملا تاب بر مي دارند.
اين چوب به علت سبکي و ضريب الاستيته بالا از بهترين چوبها براي اسکلت ساختمان هاست. الياف بلند و خمير سفيد آن در کاغذسازي مصرف فراوان دارد. در ايران اين چوب غالبا در صنايع مبلمان استفاده مي شود.
 

نراد

چوبي به رنگ سفيد تا سفيد مايل به كرم تا قهوه اي مايل به صورتي است، راست تار و داراي نقوش زيبايي است. چوبي است سبك، نرم و كم دوام كه كار با آن آسان است و در كارهاي ساختماني، قفسه سازي، بسته بندي از آن استفاده مي شود.
 

ماهاگوني يا آكاژو

آکاژوها به دو دسته آکاژوي آمريکايي و آفريقايي تقسيم ميشوند که اغلب آکاژوي آفريقايي در بازار ايران يافت ميشود. نام علمي اين گونه Khaya inveeonsis و از خانواده Miliacea است. نام هاي محلي متفاوتي در کشورهاي مختلف آفريقا دارد. درون چوب قرمز رنگ و برون چوب نازک سفيد مايل به صورتي رنگ دارد. بافت يکدست و وجود پرمگسهاي درخشان و براق که با تغيير جهت نور درخشش متفاوتي دارند از ويژگيهاي شاخص اين چوب است. در مقطع شعاعي نقوش نواري صدفي و در مقاطع مماسي نقوشي متنوع چون موجي، مجعد، جناغي دارد. يکي از پرمصرف ترين چوب هاي دنيا براي تهيه روکش هاي قيمتي است. به دليل همکشيدگي و واکشيدگي کم در هنگام خشک شدن کمتر دچار عيب مي شود. ضربه پذيري خوب، پرداخت عالي، پيچ خوري و ميخ خوري بالا از خصوصيات بارز اين چوب است ولي رنگ پذيري و واکس خوري بايد همراه با بتونه کاري انجام شود. در تهيه روکش و مبلسازي بيشترين مصرف را داراست. به دليل ضربه پذيري و ضريب الاستيسيته بالا در تهيه قايق هاي بادباني و تفريحي مناسب است.لازم به ذکر است که چوبهاي ديگري نيز تحت عنوان آکاژو در بازار ديده ميشوند که اسامي واقعي آنها سيپو، کيسپو و ساپلي است.

آكونه (گابون)

چوبي است به رنگ صورتي كم رنگ تا پر رنگ، سبك، نرم، ريزبافت و كم دوام كه به خوبي ورقه ورقه مي شود. براي تهيه كاغذ سازي، قايقهاي سبك، و غيره از آن استفاده مي شود.
 

ساج (تيك)

چوبي است به رنگ قهوه اي طلايي تا قهوه اي پنج پر رنگ با خطهاي سياه كه بسيار سنگين و با دوام است. اين چوب در صنعت كشتي سازي، صنايع ظريف به خصوص خاتم كاري، ساخت ابزار آزمايشگاهي، روكش گيري، قسمتهاي بيروني و داخلي ساختمان موارد مصرف دارد.
 

چوب آبنوس

آبنوس درخت سياه رنگي است يا چگالي نسبتاً بالا و بسيار خوش بو. تنه داخلي چوب به رنگهاي مختلف زرد سفيد تا قهوه اي و سياه ديده مي شود و انواع مختلف چوب ابنوس : ابنوس سياه، آبنوس مرمري يا مرمري آندامان، آبنوس كاكي . آبنوس به دليل سختي و استهكام بالا در اخت وسايلي نظير انواع مبلمان، ميز و صندلي ، پيانو مورد استفاده قرار مي گيرد.
 

چوب افراي سياه
براي ساخت لوازمي هم چون خط كش و دكوراسيون بزرگ استفاده مي شود.
 
چوب والسا - بالسا

سبك ترين چوب تجاري است داراي سفتي و قابليت فرم دهي فراواني است. و به رنگهاي سفيد تا زرد روشن و قهوه اي ملايم ديده مي شود. از چوب بالسا در ساخت قطعات صنعتي ظريف مانند: ديوار سازي داخل هوا پيما، در ساخت ماكت ها ، و آثار هنري استفاده مي شود.

زبان گنجشك (ون)

چوبي است داراي مقاومت و سختي مناسب و داراي قابليت فرم پذيري مناسب. رنگ اين چوب عموماً زرد ملايم است كه براي ساخت كه براي ساخت قطعات چوبي مانند قاب و فرم تابلو ها، عصا، راكت تنيس استفاده مي شود.

چوب شمشاد

چوب شمشاد به دليل تراكم بالاي آوند ها و ليفهاي آن داراي چگالي بالا مي باشد. از اين چوب در كارهايي استفاده مانند خاتم كاري و و منبت كاري استفاده مي شود.
 

چوب لاله درختي

چوبي با بافتهاي نزديك و متراكم و به رنگ زرد وجود دارد و به دليل كيفيت عالي در ساخت انواع مبلمان قيمتي، ظروف چوبي ، جعبه ها ، اسباب بازي و غيره به كار مي رود.
 

چوب كاج بلسان ( Balsam fir )

چوب كاج بلسان يا چوب نراد كه از خانواده كاج است و به رنگهاي سفيد،قهوه اي، و با رگه هاي صاف و ظريف ديده مي شود و به طور عمده براي خمير كاغذ و جعبه سازي مورد استفاده قرار مي گيرد. اما شيره و صمغ حاصل از اين درخت به عنوان چسب شفاف به كار مي رود و در رنگهاي مختلف روغني از آن استفاده مي شود.
 

 

ويژگيهاي چوبهاي مختلف مورد مصرف در مبل سازي

نام حالت ظاهري خواص مكانيكي خواص فني مورد مصرف
راش _سفيد مايل به صورتي _قابليت تورق كم
_قابليت خمش كم 
_كار با آن آسان
_مقاومت در برابر قارچها كم
_كنده كاري و مبل سازي،روكش و تخته چند لا
ون _سفيد صدفي مايل به صورتي _قابليت تورق متوسط _قابليت ارتجاع خوب _كار با آن آسان
_ خوب برق ميشود
_مبل سازي
_اربابه سازي
نارون _چوب جوان، سفيد و زرد رنگ
_چوب پير قهوه اي مايل به قرمز
_قابليت تورق كم
_ قابليت خمش زياد
_كار با آن آسان
_چوب پير مقاوم در برابر عوامل مخرب
_مبل سازي و خراطي _نجاري ساختمان
بلوط _قهوه اي
_قسمت مركزي منظم
_ لكه هاي بزرگ
_قابليت تورق متوسط _كاربا آن نسبتاً
_ مقاوم در برابر عوامل مخرب 
_مبل سازي
_ پاركت
_ بشكه سازي
شاه بلوط _ قهوه اي مايل به زرد
_ رشته مركزي نامنظم
_قابليت تورق زياد _كار با آن آسان
_ مقاوم در برابر قارچها و حشرات
_مبل سازي
_ پاركت
_ بشكه سازي
نمدار يا زيزفون _زرد كم رنگ يا صورتي _قابليت تورق كم
_قابليت خمش و الاستيكي چوب
_كار با آن آسان
_ ميخ كاري آسان
_منبت كاري و مبل سازي
_ اسباب بازي سازي و خراطي
گردو _خاكستري كم رنگ يا قهوه اي _قابليت تورق كم
_ قابليت ارتجاع كم
_ مقاومت در برابر ضربه متوسط
_كار با آن آسان حساسيت در مقابل كرم چوب خوار _مبل ساي
 _خراطي
_ مدل سازي
افرا _سفيد مايل به زرد يا صورتي _ قابليت تورق كم
_ قابليت ارتجا ع كم
_كار با آن آسان _حساسيت در مقابل كرم خوردگي _مبل ساي
 _خراطي
_ مدل سازي
چنار _سرخ مايل به قهوه اي _قابليت تورق كم
_ مقاوت در برابر ضربه كم
_ مقاومت در برابر فشار زياد
_كار با آسان _حساسيت در مقابل كرم خوردگي _ارابه سازي
_ ملزومات چوبي
كاج ايراني _سفيد تا زرد يا قرمز و قهوه اي روشن _قابليت تورق زياد _كار با آن خيلي آسان
_ مقاومت در مقابل عوامل مخرب 
_كلاف مبل سازي و آشپزخانه
_  كاغذ سازي
توسكا _صورتي سرخ تا قرمز روشن _قابليت تورق خوب
_ شكننده ولي كمي حالت الاستيسيته دارد
_كار با آن اسان_ به آساني شكاف ميخورد و خوب رنگ ميشود _جعبه سازي
_ خانه هاي چوبي
 

روكش


روكشهاي طبيعي(چوبي) : اين نوع از روكش از گونه هاي مرغوب پهن برگان و گاهي سوزني برگ تهيه مي شود و به روشهاي لوله بري، تراشه زني (كاردي يا اسلايسر )، تكه بري (محوري) و اره اي تهييه كرد

طبقه بندي روكشها از نظر كاربرد

روكشهاي نمايي: اين قبيل روكشها از چوبهاي منقش پهن برگ مانند، ملچ،افرا به روش كاردي تهييه مي شود.اين نوع روكشها به علت نقوش زيباي آن مانند:نقوش چشم بلبلي، نقوش مواج، نقوش نواري، و لايه اي بسيار گران قيمت هستند

روكشهاي تجاري: اين نوع روكشها اغلب از چوب پهن برگان به روش لوله بري تهييه مي شوند و بيشتر براي مبلمان درجه دو استفاده مورد استفاده قرار مي گيرد

روكشهاي بسته بندي: اين نوع روكشها از چوبهاي ارزان قيمت تهييه مي شوند و نا مرغوب هستند و از آن براي كارهاي كم ارزش استفاده مي شود

  گونه هاي مورد مصرف در تهيه روكش: در كشور ما به علت وجود جنگلهاي پهن برگاز گونه هاي راش، توسكا، گردو، افرا، و به ندرت از بلوط روكش تهييه مي شود.در كشورهاي اروپايي از گونه هاي بلوط، راش، توس، و تعدادي از گونه هاي سوزني برگ مانند دوگلاس استفاده مي شود در ضمن انواع چوبهاي منقش مانند: زبرانا، ماهاگوني، جك(پاليساندر)نيز از مناطق استوايي و نيمه استوايي امريكا،افريقاو هندوستان به اروپا و امريكاحمل و در آنجا تبديل به روكش مي شود

موارد مصرف روكش: از روكش مي توان در صنعت تخته لايي، صنايع فرميكا ، صنايع دكوراسيون چوبي، و روكش كردن تخته خرده چوب استفاده نمود.از روكشهاي ضخيم مي توان در صنايع ديگر مانند: كبريت سازي، خلال دندان سازي، چوب بستني، سبد سازي استفاده نمود

منابع مهم توليد روكش در ايران: شركت ايران چوب، درب و تخته چند لايي شهيد رجايي، روكش چوبي ايران، شركت سهامي نكا چوب

روكش مصنوعي: روكشهاي مصنوعي ورقه هاي نازك كاغذي يا پلاستيكي هستند كه براي پوشش فراورده هاي چوب به كار ميروند. روكشهاي مصنوعي از نظر نوع رنگ و نقش (نقش موج چوب،موزاييكي،ساده،رنگي،...)و ضخامت داراي انواع متفاوتي است. به علت كاربرد مواد حفاظتي، رنگي و چسب بر روي روكشها مصنوعي، صفحاتي كه با اين روكش پوشش داده مي شوند، در برابر رطوبت و حرارت مقاوم هستند و در كارهاي ساختماني، دكوراسيون،وموارد ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد

نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 |
 

هنرمنبت كاري

مقدمه

كلمه ي منبت به معني كنده كاري روي چوب مي باشد و منبت كار كسي است كه روي چوب عمل كنده كاري را انجام مي دهد. اين فن ، سابقه اي بسيار طولاني دارد؛ تا حدي كه آغاز تاريخ منبت را مي توان به زماني نسبت داد كه انسان براي اولين بار با ابزارهاي تيز و برّنده آشنا و چوب را تراش داده است .

منبت كاري در ايران پيشينه اي بسيار طولاني دارد و يادگاري از دوران گذشته مي باشد كه براي رسيدن به مراحل فعلي راهـي بس طولاني را پيموده است و شـايد بتوان گفت كه تاريخ منبت كـاري در ايران به زماني مي رسد كه ايرانيان با مصارف گوناگون چوب آشنا شدند ؛ و با اين توضيح در واقع نمي توان  تاريخ منبت كاري را جدا از تاريخ استفاده چوب دانست.

باستان شناسان و مورخان تاريخ ، استفاده از چوب براي ساخت خانه ها را در ايران مربوط  به 4200 سال پيش از ميلاد مسيح دانسته اند كه مقارن با عصر حجر و دوراني كه بومي ها قبل از مهاجرت آريايي ها در ايرن زندگي مي كردند، مي دانند.

قطعات چوبي در يكي از مقبره هاي شهرستان فسا، در استان فارس، به دست آمده كه مربوط به 5000 سال قبل بوده و نشان دهنده ي اين است كه ايرانيان باستان از چوب براي ساخت ابزارهاي مختلف استفاده مي كرده اند.

استفاده از چوب در زمانهاي  مختلف در ايران مرسوم بوده و در كشاورزي ، خانه سازي و همچنين ساخت آلات و ابراز استفاده مي شده است. از ظهور سلجوقيان تدريجاً استفاده از چوب شكل عوض كرده و كنده كاري روي چوب مرسوم شده كه متأسفانه نمونه هاي چنداني از هنر صنعت چوب ِ در اين دوره در دست نيست؛ ولي با توجه به دو قطعه از يك منبر ساخته ي قرن 12 ميلادي كه مربوط به اواخر دوره ي سلجوقيان است و هم  اينك در موزه  نگهداري مي شود ، درمي يابيم كه تزئين چوب با گل و بوته هاي برجسته و فرو رفته (شبيه به منبت امروزي) رواج داشته است. آثار صنعت منبت  كاري در دوره ي چنگيز و تيمور نسبتاً بيشتر است و نقوش ايراني و طرح هاي چيني فراواني به چشم مي خورد، از آثار اين دوره مي توان منبر مسجد نائين به تاريخ سال 711 هجري قمري و مرقد حضرت عبدالعظيم در شهرري  را نام برد كه   با اشكال هندسي و برگ هاي مدور تزئين شده است .

در عصر تيموريان شيوه ي منبت كاران دوره ي مغول ها ادامه يافت و از نمونه هاي خوب اين دوره " دو لنگه ي در " متعلق به نيمه هاي دوم قرن پانزدهم ميلادي (قرن 9 هجري قمري) است كه در موزه متروپوليتن نگاهداري مي شود. رُويه ي اين دولنگه در، به قطعات مربع تقسيم و داخل هر كدام نيز تقسيمات ديگري شده و تزئينات آن عبارت است از اشكال هندسي و برگهاي ظريفي كه معمولاً تذهيب كاران دوره تيموري از آنها استفاده مي كردند. در دوره ي زنديه و قاجار، منبت كاري رو به انحطاط رفت و ساختن درهاي منبت و قطعات بزرگ ، جاي خود را به قطعات كوچكتر مانند رحل قرآن و قاب آئينه داد.

به طور كلي آثار معتبري از گذشتگان در دست نيست و علت آن امر را مي توان عمر كوتاه چوب كه به مرور از بين مي رود و همچنين عدم نگهداري درست وسايل چوبي به دليل نبود مواد و وسايل حفاظتي (مانند لاكها و رنگهايي كه امروزه استفاده مي شود) دانست. ولي با اين حال ، آثار نسبتاً قديمي از منبت كاري در كشور ما به جاي مانده كه بيشتر بر روي در مقبره ها، منابر و در مساجد انجام شده و دليل سالم ماندن آن نيز به خاطر احترام مذهبي مردم به اين اماكن مي باشد كه قدمت بعضي از آنها به 1000 سال هم مي رسد.

در حال حاضر منبت كاري در گوشه و كنار ايران رواج دارد و مي توان گفت كه در شهرهاي تهران، اصفهان، شيراز، آباده، شاهرود و ... نسبتاً منبت كاري بيشتر انجام مي شود. طرح هاي اصيل ايراني شامل اسليمي ها، ختايي، گل و بوته، گل و مرغ و ... مي باشد كه تدريجاً انواع طرح هاي خارجي مانند گوشواره اي، فرشته اي و ... جاي آن ها را مي گيرند.

باستان شناسان و مورخان ، تاريخ استفاده از چوب براي ساخت خانه ها در ايران را مربوط  به 4200 سال پيش از ميلاد مسيح دانسته اند كه مقارن با عصر حجر است يعني زماني كه بومي ها قبل از مهاجرت آريايي ها در ايران زندگي مي كردند .

نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در سه شنبه نهم مرداد 1386 |
 
 
خاتم سازی

هنر ایرانی یکی از کهنترین هنرهای جهان است
هنرهای سنتی ایران، هنرهای اصیل مردمی و نشات گرفته از فطرتی پاک است که از دیر باز در تمامی شئون زندگی مردم رسوخ کرده و به صورت جزئی تفکیک ناپذیر درآمده اند.

این هنرها، از گذشته دور تا کنون، بدون تغییرات زیاد باقی مانده اند و اگر به آنها توجه نشود رفته رفته به بوته فراموشی سپرده خواهند شد.

خاتم سازی
خاتم سازی یکی از هنرهای با ارزش شرق است. از گذشته خاتم سازی اطلاعات زیادی در دست نیست، زیرا مواد اولیه خاتم اکثرا چسب و چوب است و این دو ماده بر اثر مرور زمان از بین می روند. با این همه در اماکنی که جنبه تقدس داشته و در نتیجه از آنها به خوبی نگه داری شده، به خاتم هایی بر می خوریم که قدمت دویست تا سیصد ساله دارند.

مهمترین مرکز خاتم سازی جهان امروز، ایران است. هر چند در کشورهای هندوستان، سوریه، عراق و فلسطین نیز هنر خاتم کاری وجود دارد، اما به قدمت و ظرافتی که در ایران انجام می شود نیست، در حقیقت این هنر ویژه ایران است. خاتم های ایران در نمایشگاههای جهانی و بین المللی، همواره در رده اول و ممتاز بوده است.

در موزه های جهان، انواع مختلف خاتم های مرغوب ایران وجود دارد؛ از جمله تخته شطرنج خاتم کاری شده ای که در موزه "بناکی" در شهر آتن نگه داری می شود و در زمره بهترین نمونه خاتم عصر صفوی است. شاید بهترین نمونه این هنر در عصر حاضر، میز خاتمی است که در نمایشگاه بروکسل – سال 1958- مدال طلا را نصیب خود کرد. در هنر خاتم سازی از چوبهای گوناگون از قبیل عاج، استخوان، برنج و گاهی طلا و نقره استفاده می شود.

ابتدا چوب، استخوان یا فلز را به صورت منشورهای مثلث القاعده می برند و آنها را بنحوی کنار هم قرار می دهند که برش عرضی آنها دارای اشکال هندسی منظم باشد، زیرا شکل عمومی بیشتر خاتم ها را نقوش هندسی تشکیل می دهد.

بعد این برش ها را در کنار هم و بوسیله سریشم ، روی ورقه نازکی از چوب، می چسبانند و نهایتا ورقه را بر اشیاء گوناگونی مانند میز، صندلی، جعبه، قاب و غیره می نشانند. اخیرا خاتم های خطی نیز ساخته می شود که در آن کلماتی مانند اسماء خداوندی بعنوان نقش ظاهر می شوند.

در خاتم های گرانقیمت، قسمت های فلزی خاتم از طلا یا نقره تشکیل میشود و به جای استخوان در ساخت آنها عاج به کار می رود. مرغوبترین انواع خاتم، به "پره وارو" و "سیم دار" مشهور است. این هنر از دویست سال پیش تا کنون بدون تغییرات زیاد باقی مانده و نمونه کارهای قدیمی و معاصر تفاوت چندانی باهم ندارند.


نمونه ای از خاتم کاری برروی گلدان
مواد و مصالح خاتم سازی
چوب
چوب فوفل، آبنوس، عناب، شاه چوب، آزاد، بقم، نارنج و چوب شمشاد.

فلز
مفتول های طلایی یا نقره ای، مس، برنج، آلومینیوم.

استخوان
استخوان ساق پا و دست شتر یا اسب، عاج فیل، استخوان مصنوعی

رنگ سبز
این رنگ از ترکیب نشادر، براده مس و سرکه تهیه می شود. استخوان های بریده شده را در ظرف حاوی محلول رنگی می ریزند و مدت شش ماه در معرض نور خورشید قرار می دهند. امروزه از آنجائیکه تهیه استخوان شتر مشکل است، از چوب نارنج به جای استخوان شتر استفاده می کنند و برای رنگ کردن آن، از رنگ سبز مخصوص رنگرزی پشم استفاده می کنند.

وسایل و ابزار خاتم سازی عبارتند از: رنده، تنگ، اره، سوهان، پرگار، گونیا، چکش، گازانبر، مغار، پرس.

روغنکاری خاتم
اصولا سطح یک خاتم به دو علت روغن زده می شود : براق شدن خاتم و حفاظت آن در مقابل رطوبت، گرما و سرما. در گذشته برای این کار روغن جلا یا سندلوس ( شیره درخت کاج ) به کار می رفت. بعد ها از روغن هاویلوکس استفاده شد و امروزه از پلی استر استفاده می کنند.

خاتم از نظر گل تنوع زیادی دارد، از میان آنها می توان به: خاتم پره وارو، پره ای، ابری، نه گلی لایه دار، شش و لوز، بته جقه ای، خیابانی، طاقی، قمی، جناقی و خاتم دورنگ اشاره کرد. از انواع حاشیه نیز می توان حاشیه شش گلی، جویی، بازوبندی، طوره دار، شمسه دار و حاشیه تخمه دار را نام برد.
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در سه شنبه نهم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
منبت
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در چهارشنبه سوم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در چهارشنبه سوم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در چهارشنبه سوم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در چهارشنبه سوم مرداد 1386 |
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در چهارشنبه سوم مرداد 1386 |
 
منتظر نظرات شما هستیم
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در چهارشنبه سوم مرداد 1386 |
 

مقدمه

img/daneshnameh_up/d/d1/Honarmoragh1.jpg

معرق در معنای کلام «اصولاً هر چیز رگه دار را گویند » ولی مفهوم آن در این نوع بخصوص
هنر، ایجاد نقش ها و طرح های زیبایی است که از دوربری و تلفیق چوب های رنگی روی زمینه ای از چوب یا پلی استر سیاه شکل می گیرد.
تاریخ پیدایش این هنر به درستی مشخص نیست؛ ولی از تطبیق آن با هنر کاشی کاری ، بدون شک رابطه این دو هنر را درمی یابیم. برای آشنایی با ریشه ی این هنر ، صحبت از تاریخ تکوین به میان می آید و به عنوان مقدمه می توان از گنبد سرخ مراغه که در زمان ایلخانیان ساخته شده است، یاد کرد؛ این گنبد نوع بسیار ساده ی کاشی کاری بدین سبک است.
کاشی کاری معرق در دوران مغول نیز به همین منوال بود و تداول آن در عصر صفوی به اوج شکوفایی خود رسید و آثار ارزنده ای در هنر کاشی کاری پدید آمد. این شکوفایی در زمان افاغنه و زندیه رو به افول نهاد. در دوران قاجاریه نیز کاشی کاری معرق، تقلیدی ناقص از آثار گذشتگان بود. تا این دوران نقشهایی که در کاشی کاری معرق به کار برده می شد نقش های اسلیمی بود. اما با سفر عده ای از هنرمندان به اروپا و گرایش آنان به هنر و فرهنگ اروپایی، تغییرات و دگرگونی های بسیاری در نقشهای کاشی کاری به عمل آمد و از آن پس طرح انسان و دیگر اشکال مانند اسلحه جنگی در هنر کاشی کاری دوران قاجاریه نمایان شد .
از آن دوران تا به امروز، این هنر، چونان گذشته رونق نداشته است و تنها عده ی کمی از هنرمندان در زنده نگهداشتن آن کوشا بوده اند.


وجه تشابه
کاشی کاری معرق با معرق کاری روی چوب در شیوه ی عمل است که در هر دو ، نقش ها از ترکیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شکل می گیرد.
یکی از نمونه های قدیمی موجود آمیزه ی این دو
هنر، دری قدیمی و بزرگ، متعلق به عصر قاجاریه است که در ضلع شمال غربی محوطه وزارت آموزش و پرورش فعلی قرار دارد. ارتفاع این ساختمان در حدود چهار و نیم متر و عرض آن سه متر است و سردری نیم دایره در بالای آن قرار گرفته است. هر طرف این در به سه قسمت مربع شکل تقسیم شده است:
مربع بالایی آن شیشه و دو مربع پایینی چوب برجسته و مسطحی است که نقشهای اسلیمی معرق کاری شده در این قسمت جای گرفته است.

img/daneshnameh_up/0/0a/Honarmoragh2.jpg


سابقه ی معرق کاری و آموزش آن در اداره کل هنرهای سنتی به سال 1309 ه . ش برمی گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهرزاده بهزاد ، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر کشور در
تهران گرد هم آمده و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیاد گذاشتند. این مؤسسه از دیرباز تا به امروز با عنوان های گوناگونی مانند: مدرسه صنایع قدیمه و هنرستان هنرهای ملی، اداره هنرهای ملی و مدتی نیز به عنوان یکی از واحدهای اداره کل آفرینش هنری و ادبی در وزارت فرهنگ و هنر سابق، در تعالی و تکامل هنرهای سنتی سهم بسزایی داشته است. این اداره کل در سال 1346 به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام داد و سرانجام در سال 1357 به عنوان یکی از واحدهای دفتر پژوهش و آفرینش به حیات خود ادامه داد . پس از پیروزی انقلاب، اداره ی مذکور به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام یافت و فعالیت های خود را در اداره ی کل هنرهای سنتی دنبال کرد. تا این زمان هنرجویان آن را منحصراً افراد علاقه مندی تشکیل می دادند که طی فراگیری به استخدام رسمی درمی آمدند.


از سال 1360 به استناد موافقتنامه معاونت فرهنگی وقت، واحد آموزش مستقلی برای تعلیم هنرهای سنتی آغاز به کارکرد و سرانجام در سال 1362 تأسیس رسمی اداره آموزش این اداره کل، برای عموم مشتاقان به فراگیری هنرهای سنتی، سرآغاز نوینی بر تداوم این هنرها شد و در کنارآن کارگاه منبت و معرق به سرپرستی استاد سید کمال میرطیبی همچنان به فعالیت های هنری خود ادامه داد.
در طی سالیان، معرق همپای حرکت زمان پیشرفت کرد و تحولات و نوآوری های مختلفی در آن پدیدار شد. برای آشنایی با مسیر حرکت این هنر، باید به اولین کارگاه منبت و معرق اشاره کرد که در سال 1310 تحت سرپرستی استاد احمد امامی، تأسیس شد باید اشاره کرد و همچنین از اساتید متقدمی چون پرویز زابلی، عباس شهمیرزادی ، علی و خلیل امامی ، و احمد رعنا یاد کرد. ابتدا اهم فعالیت آن کارگاه،
منبت کاری بود و به تدریج در کنار آن هنر معرق نیز پای گرفت.

img/daneshnameh_up/c/c2/Honarmoragh3.jpg


این
هنر در آغاز برای تزئین سطح میز، بوفه، در و تکیه گاه صندلی به کار برده می شد، و تنها نقش های اسلیمی یا گره یا پنج رنگ محدود چوب های آبنوس، فوفل ، گلابی، سنجد و توت مورد استفاده قرار می گرفت و گاه برای تنوع، از برش های خاتم برای اشباع نقش ها استفاده می کردند. رنگ خاتم ها به همان پنج رنگ فوق الذکر محدود بود و به خاتم چوبی شهرت داشت.
در آن ایام، شیوه معرق کاری در مقایسه با روش امروزی بسیار متفاوت بود و بیشتر به روش معرق هندی اجرا می شد. بدین طریق که هنرمندان ابتدا به وسیله کارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها را روی شیء مورد نظر مطابق طرح می کندند و سپس نقش ها را از چوب های رنگی به وسیله ی مته ای که اختصاص به تعمیر چینی داشت و سوهان های مخصوص و ارّه ای به نام چکی، دوربُری می کردند و در محل مقرر قرار می دادند.

نخستین
تاریخی که در مورد اشباع نقش های کنده شده به وسیله چوب های رنگی موجود است تابلویی مربوط به سال 1313 با نقش دوسوار کار است که به وسیله احمد رعنا ساخته شده و متعاقب آن تابلوی دیگری مربوط به سال 1314 با نقش یک زن است که توسط عباس شهمیرزادی اجرا شده است. هم اکنون دو تابلوی مذکور در نمایشگاه اداره کل هنرهای سنتی نگهداری می شوند.
عباس شهمیرزادی هنگام اجرای تابلوی بعدی خود ، به جای کندن سطح چوب به فکر ایجاد زمینه در اطراف نقش ها افتاد و از کنار هم قرار دادن قطعات چوب زمینه ای در اطراف نقش ها به وجود آورد. این تابلو، با مقطع بیضی، نشانگر نقش دو زن بود .
نخستین نمونه های موجود این روش، دو تابلوی مربوط به سالهای 1317 و 1319 است که نقش پیکار دو سوار با یک شیر را نشان می دهد. این تابلوها مربوط به امتحان کلاس معرق «علی و خلیل امامی» است و هم اکنون در موزه
هنرهای ملی نگهداری می شوند.


به دنبال این دگرگونی ها، در سال 1316 احمد رعنا با اثر ابداعی خود به نام شکارگاه، معرق را از حالت مسطح خارج کرد و به صورت نیم برجسته مطرح نمود که همین شیوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است. زمینه ی فکری این نوآوری از نقش های منبت کاری شده ی درهای کاخ مرمر شکل گرفت.
تا سال 1334 اجرای معرق با همان پنج رنگ محدود، متداول بود تا این که محمد طاهر امامی که در پی تنوع رنگ بیشتری در معرق بود ، در اندیشه ی به کارگیری مواد شیمیایی رنگی شد و جهت آزمون، نقش هایی روی یک راکت
تنیس روی میز با استفاده از مواد یاد شده به وجود آورد. بدین منوال در پی شناسایی گوناگونی ِ رنگ، انواع چوب های صنعتی شناخته شد. ( این پی گیری همچنان ادامه دارد. )
در سال 1335، تعدادی پاراوان و بوفه ی معرق کاری شده از طرف دولت چین به دولت ایران اهدا شد که هنگام حمل، تعدادی از آنها خسارت دید! مرمت بعضی از آنها با زمینه سیاه به محمد غفوری محول شد . وی با تهیه ماده سیاهی ترکیب یافته از جوهر نیکروزین، پارافین و لاک الکل، قسمت های آسیب دیده را ترمیم کرد. لازم به توضیح است که تا قبل از شناخته شدن جوهر نیکروزین برای سیاه کردن زمینه اشیای چوبی، صفحات موسیقی را می کوبیدند و سپس در
الکل حل کرده و مقداری پارافین به آن اضافه می کردند و ماده سیاه به دست آمده را به وسیله پنبه بر روی شیء مورد نظر منتقل می کردند.
این گونه آزمون های پیاپی موجب پیدایش اندیشه نوینی در هنر معرق شد و بدین سان در سال های 36 یا 37 یک پاراوان کوچک با نقش گل و مرغ توسط عزیزالله ویزایی با زمینه سیاه که به شیوه ی معرق های چینی بود ساخته شد و بدین ترتیب این سبک معرق در میان انواع آن جای گرفت.
در ادامه این تحولات در سال 1344 محمد طاهر امامی تابلویی با عنوان مرغ و آشیانه به وجود آورد که مرغ تماماً از جنس صدف تهیه شده و کاملاً برجسته است و تنها به وسیله یکی از بالهایش به زمینه ی تابلو متصل شده است. وی با اجرای این تابلو به معرق تمام برجسته دست یافت.
در میان آثار معرق روی چوب که تاکنون به وجود آمده ، «معرق خاتم» چنانکه از نامش برمی آید، ترکیبی از دو
هنر بیان شده است که مقام ویژه ی خود را از دیر باز حفظ کرده است. از بدو پیدایش کارگاه منبت و معرق، نوع ساده ی معرق خاتم در میان شمسه ی نقش های گره با همان پنج رنگ طبیعی محدود اولیه به کار گرفته می شد.


img/daneshnameh_up/8/80/Honarmoragh4.jpg


در سال 1337 در کارگاه خاتم سازی ، میز تحریری با نقش سیمرغ و اژدها، به سرپرستی شادروان علی نعمت تهیه شد و برای نقش های مذکور از برش های
خاتمبا رنگهای متنوع استفاده کردند که همه به شیوه ی معرق، دُوربری و جاسازی شده بود. این تجربه ، انگیزه ی خلق تابلویی با طرح یک طوطی از خاتم های رنگی شد که در سال 1342 توسط عزیزالله ویزایی، خارج از محیط کارگاه ها به مرحله اجرا در آمد و در سال 1349 اکبر سریری نخستین هنرمندی بود که از این شیوه جهت ایجاد نقش یک پرنده بر روی تابلو استفاده کرد و بدین ترتیب این سبک معرق با نام «معرق خاتم» متداول شد.
در ادامه این دگرگونی ها در سال 1349 تابلویی به سبک
امپرسیونیسم از طبیعت یک روستا که توسط رضا شهابی (یکی از شاگردان کمال الملک) نقاشی شده بود، به وسیله ی محمد طاهر امامی با رعایت اصول سبک یاد شده به صورت معرق ساخته شد.
از آن پس تا به امروز، شاهد تحولاتی چند در هنر معرق بوده ایم که این تحولات عبارتند از :

- نمایش بُعد از طریق فضاسازی ، که تحولی در ترکیب بندی های سطح گذاشته است.(تابلو بزم درویشان).

- استفاده از
فلزات و سنگ (تابلو گلدان گل و زنان عشایر)

- نمایش نقش در دو سطح (دو پلانه)

- نشان دادن عمق با استفاده از پلی استر (تابلو عقاب)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در سه شنبه دوم مرداد 1386 |
 
مجموعه اثاراستاد قرایی
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در سه شنبه دوم مرداد 1386 |
 

لطفا نظر بدید

نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در سه شنبه دوم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در سه شنبه دوم مرداد 1386 |
 
نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در سه شنبه دوم مرداد 1386 |
 
با سلام به تمام علاقه مندان به هنرهای چوبی ایران

منتظر عکسهای زیبای از هنرهای چوبی باشید. 

نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در سه شنبه دوم مرداد 1386 |